آخر هفته ای که گذشت ...

پنجشنبه شب و جمعه بی‌خوابی زده بود به سرم. شاید دلیل عمده‌اش اتفاقات متعددی بود که در این چند روز پایانی هفته افتاده بود و فکر من رو مغشوش کرده بودند.

دیدن دوستان قدیمی و صحبت در مورد گذشته ها جسارتی میخواد که هر کسی نداره! منظورم گذشته‌های موهوم افراده. بخشهایی که دوست داری مخفی بمونه. حتی برای خودت. بخشهایی که خودت هم نفهمیدی چه اتفاقی افتاده و نخواستی هم بفهمی اما ...

اما روزی احساس میکنی باید در این اتاق زیر شیروونیِ تاریک و ترسناک رو باز کنی. باید با اونچه نمی‌خوای روبه رو بشی تا جلوی سوء استفاده‌ی دیگران رو بگیری. من هم انگاری فقط جسارتش - حماقتش! - رو دارم و جنبه‌اش رو نه! چرا که این چند روز اخیر کاملا فکرم بهم ریخته.

دیروز با جمعی از دوستان رفتیم تئاتر "اپرای عاشورا". جالبه که بجز من و اهورا بقیه از کار خوششون اومده بود. اهورا هم بعد از اتمام اجرا، توی لابی سالن کار رو نقد کرد و ما شانس آوردیم با چوب دنبالمون نکردند!

از حق نگذریم عروسک‌ها بسیار خوش ساخت بودند و خوب گردانده شدند. موضوع هم جای دخل و تصرف نداشت اما ... اینکه از واقعه ی عاشورا فقط شهادت حر و حضرت عباس رو نشون بدن، فاجعه است! اونم با تمرکز بر شهادت حر و باز اونم با تمرکز بر کشته شدندش نه آنچه باعث شد از سپاه باطل به سپاه حق بیاد!

جالب اینجاست که کار با شعر "باز این چه شورش است که در خلق عالم است ..." محتشم کاشانی آغاز شد و سعی در نشون دادن حالی بود که بر محتشم دست داد و باعث خلق این شعر شده است. شاید اگر همین خط روایی رو ادامه میدادند کار بهتری از آب در میومد. شاید!

شعرها، افتضاح بود - از نظر بنده! - در بیشتر جاها اگر اسم هایی مثل شمر و زیاد و حسین و ... از شعر حذف می‌کردی چیزی شبیه ابیات شاهنامه برات می‌موند. و اینکه توی رجز خونی ها اعراب به کوه البرز به عنوان نشانه‌ی قدرت اشاره کنند، از نظر من فاجعه است ...

موسیقی خیلی معمولی بود! خیلی جاها ریتم های هیئتی و تکیه ای داشت و جایی که من از موسیقی لذت بردم جاهایی بود که بر مصیبت واقع شده مویه میکردن و موسیقی بسیار نزدیک به موسیقی متن فیلم " روز واقعه" شده بود.

طراحی صحنه هم خوب بود و من صدای حر رو خیلی دوست داشتممژه صدای خواننده اش شبیه صدای علی رضا قربانی بود . دیگه ...

از یاسمن که زحمت بلیط ها (بلیت ها!!!) رو کشید، خیلی خیلی ممنون قلب

 

  
نویسنده : مینا رضایی فرخ ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳۸٧