قمار عاشقانه

برای قرن ها ،پدران و مادران و اجداد ما ، برای حسینی گریسته اند که در روز عاشورا جنیان به کمک و حمایت او آمدند و او خواهش آنها را برای حمایت از خود نپذیرفت. برای امام حسینی گریسته اند که روزی که کشته شد هر سنگی را در هر نقطه ای از زمین که بر می داشتند در زیر آن خون تازه می جوشید. برای امام حسینی گریسته اند که از هنگامی که متولد شد جد و مادرش برایش می گریستند ،چرا که می دانستند وی روزی به نحو قساوت آمیزی در صحرایی خشک و با لبانی خشک شهید خواهد شد و ...

کثیری از مبلغان دینی ما در طول قرن ها که از حادثه فجیع عصر عاشورای سال 61 هجری گذشته است ، تمام هم خود را بر تحریک عواطف مومنان قرار داده اند و به آن جوانبی عطف عنان کرده اند که دل را بیشتر می سوزاند و چشم را بیشتر می گریاند و به قول دکتر شریعتی " زخم های تن حسین " همیشه به رخ کشیده می شده است .

روحیه انتقام گیری و خونخواهی در ادبیات دینی گذشته ما حتی در زیارتنامه ها و دعاهایی که در کتاب های دعا آمده است، وجود دارد. در روزگارانی که دولت امویان بر  سر کار بود، یعنی کشندگان حسین (ع) هنوز به حکومت و ریاست خود ادامه می دادند ، خیلی طبیعی بود که طرفداران فرزند پیامبر (ص) و شیوه و مکتب او آرزو کنند که روزی بر دشمنان خود ، که هنوز بر سر کار بودند  ، دست یابند و انتقام آن خون های به نا حق ریخته را از آنها بگیرند. لذا در مقابل آنها ، دعاها و زیارتنامه ها پدید آوردند و نسلا بعد نسل این کینه و آرزوی انتقام را به یکدیگر منتقل کردند و در مقابل دشمن مقاومتی را سامان و سازمان دادند و کوشیدند تا کوره انتقام گیری و مبارزه و مقابله را همچنان گرم نگه دارند ...

اما آن کجا و سیزده قرن بعد کجا که نه از دولت امویان و عباسیان خبری است، نه آن دشمنان و کشندگان بالفعل ، و نه اعقاب و نسل های بعد از آنها ، هیچ کدام در صحنه وجود نیستند ؟!هنوز هم داستان حسین (ع) برای شعله ور کردن و زنده نگهداشتن عنصر انتقام و کینه توزی و خشونت و خونریزی بهره جستن ، و از طریق تحریک عواطف، دشمنان عینی و غیر عینی و موهوم و غیر موهوم تراشیدن و این حادثه را خرج آن امور کردن ،شایسته نیست و جفا کردن بر یک واقعه حق زیبای انسانی است.شهادت را هیزم کوره خشونت کردن ، بدترین استفاده ای است که از این مفهوم والای انسانی می توان کرد.

گزیده ای از " قمار عاشقانه " نوشته عبدالکریم سروش.

 

  
نویسنده : مینا رضایی فرخ ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٦
تگ ها :