حوایی که منم!

سراب نیستی
تا جست بزنم به سویت و نبودت را بر خاک بیوفتم.

میوه ی ممنوعه ای
رسیده مینشینی در پایینترین شاخه ی نزدیک ترین درخت
و من حسرت لحظه ای حوا بودن بر دلم می ماند ...

  
نویسنده : مینا رضایی فرخ ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها : شعر