خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی بال های استعاری

مرحوم قیصر امین پور

بغیر از این نوع خستگی از بی خوابی ام دارم می میرم اما خوابم نمی بره ! تازه فهمیدم توی خونه ی ما هیچ قرص خوابی پیدا نمیشه.

چقدر خوشحال کننده است شعری رو که دوست داری از دهن کسِ دیگری بشنوی. امروز جناب استاد شعر " به : ورِا " ی ناظم حکمت رو خوند :

گفت : پیشم بیا

گفت : برایم بمان

گفت : بر رویم بخند

گفت : برایم بمیر.

آمدم

ماندم

خندیدم

مردم.

اومدم خونه رفتم سراغ کتاب " سرود نوشندگان آفتاب " تا دوباره شعر رو بخوندم. کتاب رو که باز کردم و نوشته ی ابتدای کتاب رو که دیدم بد جوری به گذشته ها رفتم و خب  خاطره ها هم با خاطره ها می آیند ...

 

پ.ن : " خاطره ها با خاطره ها می آیند" ، آغاز شعری است از جناب آقای مصطفی حاجی زاده .

  
نویسنده : مینا رضایی فرخ ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :