بزن ضربتی بر سر آن پشه ...

از چند وقت قبل – حدودا 3-4 سال پیش -  به این نتیجه رسیده بودم که کشتن حیوانات ، گیاهان ، حشرات و ...  بی رحمی است و سعی می کردم با این کار مبارزه کنم. شاید خیلی از شما صحنه ی کشته شدن حیواناتی که می خورین و یا حتی حیوانات حرام گوشت رو به  دست آدم ها ندیده باشین. اما دوره ای که من خارج از تهران زندگی می کردم خیلی از این مورد ها دیدم : از شکار مرغابی و  غاز وحشی ، درنا ، سار ، ... گرفته تا روباه و سمور و .... توی حیوانات حلال گوشت هم کدوممون هستیم که سر بریدن گوسفند رو ندیده باشیم ؟!

بگذریم نمی خوام درباره ی خوب یا بد بودن این کارها حرف بزنم. این رو موکول می کنم به یه زمان دیگه. مخلص کلام این که  من سعی کردم از خودم شروع کنم و حداقل حیوانات کوچولو و حشرات  رو نکشم. اگه مارمولک میدیدم به دورترین نقطه ای که می تونستم می رفتم و خان داداش می گرفتش و می برد تو حیاط ولش میکرد. این مطلب در باره ی عنکبوت ، کفش دوزک ، و ... هم تکرار می  شد.

اما امان از پشه! که نمیشد گرفتش. یه روز نشستم و با خودم سنگ هام رو وا کندم که تو می خوای جون موجودی رو فقط برای اینکه یه نیش کوچولو میزنه و سه روز جاش قرمز میشه و می خاره و تو می خارونیش و جاش رو زخم می کنی و بعد تا سه ماه و گه گاه برای همیشه جاش فهوه ای رنگ می مونه ، بکشی ؟! و دیدم نه! من این کاره نیستم.

در این دوران اتاق من امن ترین مکان برای پشه ها بوده و من به عهد خودم وفا کردم و اونها به غریزه ی خودشون. اما از هفته ی پیش ورق برگشته و من به نتایج تازه ای رسیدم.

نمی دونم از کجا و چطور این همه پشه به خونه ی ما حمله کرده ( چون پنجره ها توری داره و درمون هم زیاد باز و بسته نمی شه ) در هر صورت این موجود کوچولو در هر 10 سانتی متر مربع بدن من حداقل 3 تا جای نیش گذاشته  که هیچ ، شب تا صبح هم دم گوشم وززززززززززززززززززززز .. می زنه!

نتیجه ی جدید اینه که این حشرات  اگه کمی جثه ی بزرگتری داشتند و بجای نیش دندون ، در خوردن ما آدم ها درنگ نمی کردن و  کشتن این موجودات دفاع شخصی محسوب می شه . بیاین و بی عذاب وجدان پشه بکشیم.

 

  
نویسنده : مینا رضایی فرخ ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :