زمزمه ها (2)

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب میشود

نگاه کن

 نگاه کن

 نگاه

تمام هستیم خراب  می شود

تمام هستیم  خراب می شود

 

تو آمدی ،تو آمدی

زدورها ، زدورها

ز سرزمین ،زسرزمین

عطرها  و نورها

نشانده ای ، نشانده ای

مرا کنون به زورقی

ز عاجها ، زعاجها

ز ابرها ،  بلورها

مرا  ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

.....

 

آفتاب می شود با صدای فریدون فرخزاد و شعر فروغ.

 

  
نویسنده : مینا رضایی فرخ ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :