سالی نچندان نو

سالگردها زمان خوبیه برای دیدن غیر منتظرترین اتفاقات ! کسانی بهمون تبریک می گن که در مخیلمون نمی گنجه. کسانی بهمون هدیه میدن که فکرش رو هم نمی کنیم و ...

 این دیدن معنای ندیدن هم داره. گاهی ندیدن اتفاقاتی اون چیزی است ،که انتظارش رو نداریم! مثل اینکه کسی که انتظار داری به دیدنت بیاد ، نیاد . کاری که انتظار داری انجام بشه ، نشه و ...

این دو سه روز بسیاری از این دیدنی ها و ندیدنی ها رو تجربه کردم . که البته نهضت ادامه داره! تازه سه شب برای این میلاد با سعادت  پایکوبی کردیم و فکر نکنین که به اینجا ختم میشه.

جالبترین اتفاقی که برام افتاد زنگ زدن قدیمی ترین دوستم و تبریک نگفتن سالگرد تولدم بود. فقط زنگ زده بود حالم رو بپرسه.  کلی بعد تموم شدن مکالمه خندیدم. به اینکه من و نازی سیزده ساله با هم دوستیم و توی این سالها هر روزی که دلمون خواسته از ماه تولد همدیگه رو انتخاب کردیم تا بهم  تبریک بگیم ، و محض رضای خدا هیچ وقت این روز با تاریخ سالگرد یکی نشده!  

  
نویسنده : مینا رضایی فرخ ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :