زمزمه ها 1

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی

یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی

دلم و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست

تا نگویند رقیبان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند

تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی ...

سعدی

پ.ن : می تونید این ابیات زیبا رو در البوم غوغای عشقبازان ، آواز شور با صدای استاد شجریان بشنوید.

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

سعدی هم خوب مخ زنی بوده ها! ای ول! ببین چتو داره طرف رو خر می کنه!!! [زبان]

آرش

آخرش تو با این انتخاب شعرات ما رو به ادبیات کلاسیک علاقمند می کنی!!

روشنک

قشنگ بود.

مهسا

آخییییییییی چه شعر قشنگی!!! البته دلگیر هم بود[ناراحت]. نه بابا مثل اینکه سعدی هم .... بله[نیشخند] با حرفات موافقم این حالت گذراست اما... اماش بماند فقط همین قدر بگم که امتحانات هم تموم بشه باز هم خیلی چیز ها هست عزیزم. راستی کی گفته چیزی به پایان امتحانا نمونده!!! یه راستیه دیگه اینکه ال وای قبلا به من گفته بود به شما بگم آدرستو درست وارد کن !!! ولی من گوش ندادم به حرفش و بازم با آدرس اشتباهت مواجه شدم ...[چشمک]

حامد

خیلی خوب بود [لبخند]

فاطمه

دلم و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست یه اشتباه تایپی عزیز که آهنگ شعر رو بهم می ریزه دل و جانم به تو مشغول و ... اشعار حضرت سعدی همه زیبان، مثل خودت[شوخی][تایید]

مهسا

به یه بازی دعوت شدی ... بیا ببین اگه خواستی بازی کن[چشمک]

ر.محسن

بوی گل . بانگ مرغ بر خواست هنگام نشاط و روز صحراست ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آنجاست سعدی موفق و شاد باشی ساغر جان[گل]

هادی شیرین

یاد شعر شیخ محمود شبستری افتادم دلی کز معرفت نور و صفا دید / به هر چیزی که دید اول خدا دید البته داشتن تعادل تو زندگی خیلی خوبه و شرط انسان وار زندگی کردنه.... منظور من چیه راستی ؟ کی می تونه بگه ؟ حامد صفا تو بگو.....![لبخند] خانم ساغر خوب بود.....

قربانی شماره 14

این شعر محشره.... عروسی؟ شما هم دعوتین[چشمک]