کمدی انسانی

گردن بند طبی میبندم
پاهایم را میتیل سالیسیلات می مالم
شربت آلومینیوم ام اجی میخورم و میروم روی سن؛
این روزها برای خندیدن پول خوبی میدهند.

شروع میشود
پایان میابد

نمایش اژدهای پیری که سس فلفل دهانش را می سوزاند

/ 3 نظر / 21 بازدید
علی

تلخی هایت را بیرون بریز. بیشتر بنویس...

وستا

خندیدن...انسانی ترین ژست وحرکت...

نجمه

شعر خوبی بود و بهتر از قدیمی ها[گاوچران]