قسمت من این بود

گوش‌های تیز

                 راه‌های دور ...

کمی آرام‌تر حرف بزن

می‌خواهم به لب‌هایت نزدیک‌تر شوم

باید لیستی تهیه کنم از هرآنچه خوشحال و ناراحتم می‌کنه. آزارم می‌ده یا ازش لذت می‌برم. دوست دارم یا ازش بدم می‌آد. اما فعلا فقط ستونهایی خالی دارم  خنثی

-  کمک می خوای؟!!!

- دستت درد نکنه قلب

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

ستونهای خالی !!!! فکر می کنم فکر تو هم مثل من این روزا....[چشمک]

قربانی شماره 14

شایدم موثر باشه...هر چند من به این جور چیزا زیاد اعتقادی ندارم...یه علتش اینه که شاید من همیشه شبانه روزی اینا تو کله ام مرور می شه...شایدم بد نباشه آخه می گن باس بعضی چیزا همیشه زیر گوش آدم تکرار بشه....وااای مینا جان اینکه آدم بگردهخ و پیدا نکنه که دیگه خیلی بده....

خودم

اون لیست و خودت باید تهیه کنی کسی نمی تونه کمکت کنه [چشمک]

سلام من نمی فهمم این همه وقت برای نوشتن این مطلب که هیچ ارزشی برای خوندن نداره ... این چیه نوشتی! 10 دقیقه طول کشید وبلاگتو باز کنم و چیزی رو خوندم که فقط به خودت ربط داشت.

Seyyed Roohallah

با درود از نظرات صمیمانه شما بسیار سپاسگزارم کتابم در حال چاپ است پس از چاپ به شما خبر خواهم داد تا آنرا تهیه نمائید . بدرود

Nader

سلام[لبخند] این شعرهای دور و نزدیکت رو خیلی دوست دارم. آفرین.

روزنامه

کمک می خوای؟ کمک نمی خوای؟ ضمنا: از فریادش نترس!

روی رد رویاها ....

دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند آه چه زيبا و بعضی اشک می ريزند و بعضی می خندند. دلمان خوش است به لذت های کوتاه به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند. به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود. با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم. دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم !!!همه چيز را...

روزنامه

کاری نداره دوستم، چشم هات وببند و به لحاظ شادت فکر کن. ببین منشاء اش چی بوده و به لحظات غمگین و تلخت و ریشه یابی شون کن و این احتمال رو هم بده که هنوز خیلی چیزها رو تجربه نکردی. بیشتر ببین و بیشتر حس کن. هر آدمی ستون های منحصر به فرد خودش رو داره :) دوست داشتی برای مسیح هم نامه بنویس !