یا الهی لای الامور الیک اشکو ؟

 

 یک ، دو ، سه ...

برمی گردم

یک     ، دو      ، سه     .    .     .

آهسته تر

            برمی گردم

شاید نرسیده به انتها

شاید نرسیده به  تابلوی " ورود اکیدا ممنوع "

مردی سبزپوش

با لبخندی بیرون بیاید

و بگوید :

همه چیز خوب است

                            خوب ِ خوب ...

و این دایره ی بزرگ قرمز

سبز شود

و این اتاق کوچکی که

تمام دنیای من شده

به کابوسهایم برود

و تو دوباره کنارم باشی .

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
علیرضا

دعا می کنم. [گل] [خداحافظ]

آرش

انصافا قشنگ بود!

آرش

تصویر سازیت خیلی عالی بود. ممنون

مهسا

خوبه!!! متفاوت با اشعار دیگه بود. خوب شاید حق با تو باشه و بشه رها شد[چشمک]

حامد

شکر ایزد که با اقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد [گل]

روشنک

این شعرت با بقیه خیلی متفاوت بود و همچنان برای من یکی که دلنشین!

ناهید مامان روشنک

شعر قشنگ و تاثیرگذاری بود و لحظات پر اضطرابت را به خوبی منتقل می کرد.

روشنک

دوباره شعرت رو خوندم بیشتر خوشم اومد. امیدوارم هیچ وقت دیگر علامت یا چراغ قرمزی بر سر راهت نباشه [گل]

امین

تصویر سازیت خیلی افتضاحه بیا و مردونگی کن این شعر رو برای من معنی کن