دل من، زبان سعدی

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟

نه قوتی که توانم کناره جستن از او

نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم

نه دست صبر که در آستین عقل برم

نه پای عقل که در دامن قرار کشم ...



/ 5 نظر / 10 بازدید
علی

آخ...آخ...این با صدای شجریان نمیدونم تو کدوم کاستش فوق العاده بود....آخ...آخ

امین

البته من در زمینه دل شما و زبان سعدی تجربه ای ندارم اما نمی دونی دل مرغ و زبان گوسفند چه چیز معرکه ای میشه مخصوصا با تلیت مغز!!

علیرضا

خوب میشی انشاالله

علیرضا

در راستای کامنت آقاي امين, مغز و زبان آن هم از نوع "بهاران"ش هم , هی معرکه ایست در نوع خودش

مهسا

ببینم اینا چیه که نوشتی پست قبلیت؟ چشم من روشن!!! مینااااااااا نگو که می دونی من منتظرم یکی این جوری جلوم حرف بزنه! یه ذره یاد کلمه خانواده بیافتی خندت می گیره ... قول می دم. [چشمک]