دستان همیشه آلوده

جزای کدام گناه بود؟
کدام طعم چشیده‌ی نباید،
کدام طمع جاودانگی
که این چنین رانده شدم؟

کدام آزمون چاقو را به دستم داد
و چشمم را به راه آمدن قوچی، سیاه کرد؟

پاداش کدام تلاش بود
کدام صفا و مروه
که چشمه‌ی اشکم خشک نمی‌شود؟

وعده‌ات چیز دیگری بود
من مردم!
و هنوز مسیح نیامده ...

/ 4 نظر / 20 بازدید
مهسا

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...

فروغ

و انگار نمی خواهد بیاید...

فروغ

و انگار نمی خواهد بیاید...