تقدیم به مینای عزیزم ...

جاده های پیچ در پیچ ،

قله های فتح شده ،

تابلو های سبز ...

 

پشت هر پیچ منظره ای انتظارمان را می کشد.

دره ای صدایمان می کند.

و تابلوها ،

تابلوها یک ریز حرف راه آمده را می زنند .

لحظه هایم را خرج پیموده ها نمی کردم،

اهل تابلو شدن اگر بودم ...

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک

خوش به حال مینا که براش شعر می نویسی. اما یه وقتا هم تابلویی ها!

Nader

[لبخند] دو تا شعر جدید یکیش خارجکی. (بدون تابلوهات بیا)[چشمک]

مهسا

[دست] ... تابلو نکن ولی به تابلوهای زندگی توجه کن[چشمک] به یه بازی دعوتی [گل]!

خراب

تابلو بود:)..از خودت هم بگذر

Nader

شاید حق با تو باشه. بعضی به ترانه شبیه اند. دچار بودن قصه زندگی همه آدمهاست.[لبخند]

bITA

تابلو ها به من راه باقی مونده رو می گن ساغری جون ...

خودم

ساغر جان لینکیندمت[چشمک][گل]

نا شناس

[سوال]شعر قشنگی ولی یک اشتباه داره در این تقدیم به مینای عزیزم اشتباهت خودت می دونی

مسافر جاده ی عشق

سلام. نمیدونم چطوری بگم. چندتا جای خالی میزارم هرجور خودت خواستی بنویس................................... جای خالی ها با آدم حرف میزنن. مهم اینه که چه جوری بخونیشون. با دلت, عقلت یا احساست. راستشو بخوای فقط به خاطر اسمت اومدم اینجا. اگه بیای سراغم متوجه میشی چرا. موفق باشی