...

دلم که هوایت را دارد
سیگاری روشن میکنم
و چنان پک میزنم تا گلویم بسوزد
چشمهایم خیس شود
و برای لحظه ای هم شده نبودنت کمرنگ ...

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروغ

دلم که هوایت را دارد...

بهنام.ج

زیبا بود ! .................. در خلوتکده ام گاهی خودم را ورق می زنم ، گاهی ورقِ خودم را می زنم ، گاهی ورق باز می شوم اینگونه ... .... مهربان ؛ این بار که به دیدنم می آیی ، یک سنجاق هم بیاور از دنیای سنجاقک ها !!! میخواهم دنیایم را به دنیایت قفل کنم ... می انتظارمت تا بیایی قندیل های اشکم را آب کنی چشمانم را بگشایی و کبوتر سر به هوای دلم را پرواز دهی !

بهنام.ج

زیبا بود ! .................. در خلوتکده ام گاهی خودم را ورق می زنم ، گاهی ورقِ خودم را می زنم ، گاهی ورق باز می شوم اینگونه ... .... مهربان ؛ این بار که به دیدنم می آیی ، یک سنجاق هم بیاور از دنیای سنجاقک ها !!! میخواهم دنیایم را به دنیایت قفل کنم ... می انتظارمت تا بیایی قندیل های اشکم را آب کنی چشمانم را بگشایی و کبوتر سر به هوای دلم را پرواز دهی !

آرش

سیگار را بر افروختن... گره در ابروان مرد شکست. خم شد ، نشست. .. نصرت رحمانی

وحید

سلام...خوبی؟ خیلی زیبا بود...آفرین... ممنون از حضورت... به روزم...خوشحال میشم سر بزنی...

غزل

نه نمیشود.کمرنگ را میگویم!!!

میم.حسین

چقدر اين شعر به احساساتم نزديک بود...

وحید زایری

وای وای ... چقدر بدآموزی ! نمیگین بچه مردم سیگاری میشه با خوندن شعر شما ![تعجب]