حوایی که منم!

سراب نیستی
تا جست بزنم به سویت و نبودت را بر خاک بیوفتم.

میوه ی ممنوعه ای
رسیده مینشینی در پایینترین شاخه ی نزدیک ترین درخت
و من حسرت لحظه ای حوا بودن بر دلم می ماند ...
/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزنامه دیواری

[گل]

شاپرك

سلام دوست شاپركي وب خوبي داري. ديدم حالا كه تا اينجا اومدم بد نيست تو رو هم دعوت كنم تا وبلاگمو ببيني. مطالبم حتما به دردت ميخوره. اگر هم خواستي مي تونيم با هم تبادل لينك كنيم. منو با اسم طراحي و گرافيك شاپرك لينك كن و بهم خبر بده تا منم لينكت كنم. منتظرتم

وحید

سلام... به روزم با "مترسک "

فروغ

حسرت لحظه ای حوا بودن شاید...

Nader

متشکرم. و خوش به حال من که با رویای "تو" دلخوشم. و خوش به حال شما که حالا "تو" را می شناسید. [لبخند]

Mr.Moon

وسوسه سیب یا حوا چه فرقی می کند برای کسی که آدم نیست ...