ای با من و پنهان شده از دل سلامت میکنم ....

خیلی هیجان انگیز بود که دیدم زمین سفید سفید شده، درختها، ماشین ها ...

تمام اخم و خواب‌آلودگیم در آن واحد تبدیل شد به شادی و هیجان و  دیوونه بازی و اس ام اس بازی و ...

گوش دادن به "ناشکیبا" در مسیر رفتن به سرکار و البته و صد البته هم نوایی کردن باهاش هم، در این حال غریبم بی تاثیر نیست!

البته فکر کنم بابام هم حال غریبی داره از بس که من با این صدای شش دانگم دم گوش بنده خدا هوار کشیدمنیشخند

خوش باشید توی این برف، و یادتون باشه شاید دیگه پیش نیاد ٢۵ فروردین توی تهران چنین برفی بیاد، پس ... حالش رو ببریدلبخند

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزنامه

آره ... خیلی چسبید (البته بی خیال کشاورزای مادر مرده اگه باشیم ) ! من که هرگز جرات نکردم در ماشین بابام هوار بکشم !

فرزانه

میگما اون میناهه که دومین نفر نظرداده اسمش فرزانه است که از سیستم مینا کامنت گذاشته [زبان]

قربانی شماره 14

مثل خواب شیرینی بود بعد از ایون شب تلخی که گذرونده بودم.... واقعا خواااااااب بود....

خودم

آره جالب بود واقعا نه به اون زمستون گرم نه به اين بهار سرد

سایه قرمز

سلام ... عوضی اینجا ( اصفهان ) افتابی افتابی ...برو حالشو ببر

وستا

واقعا شادی آفرین بود...من که حسابی لذت بردم..والبته با نواهای دامبولی نه آسمانی...[لبخند]

آیدین

رودها را به خانه ام راه می دهم و گلها ی باغچه را به پیشوازت می فرستم به یاد تو هزار شمع روشن می کنم در هزار معبر

masiha

سلام من متوجه پست قبلیتون نشدم متاسفانه و این رو به حساب آی کیو پایین من بگذارید اول که فکر کردم با مهندس موسوی هستید بعد متوجه نشدم این شعر از کیست و دیگر اینکه شما مجموعه شعر دارید یانه؟