برای 17 تن عزیز ...

کلمه ها ضعف کرده‌اند
نمی‌نشینند کنار هم،
بس که شما غذا نخورده‌اید.
حالا من چگونه بگویم:    

چند روز گذشته از اتاق‌های خالی‌تان در خانه‌های بی‌شما
چند روز گذشته از تشنه نبودن
چند روز مانده تا بابی سندز
چند روز تا لباس‌های سیاه دو‌باره؟
من چگونه بگویم وقتی کلمه‌ها سر می‌خورند از نوک انگشتانم
وقتی زبانم از تشنگیِ شما خشک می‌شود
وقتی چشمانم سیاهی می‌روند بس که شما غذا نخورده‌اید؟


/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همه چي آرومه ، غصه ها خوابيدن

سلام دوست من داشتم وبگردي ميکردم اومدم تو وبت يه جوراي فکر مي کنم متفاوت تر از بقيه بودي ، اگه دوست داشتي پيششش ما بيا ، البته اگه دوست داشتي ، اگه لينکمم کردي که ديگه واقعاً منت به سر ما گذاشتي ، راستي به نظرم از قالباي نايت اسکين استفاده کني بهتره هم سبک تره هم زيبا تر البته اين نظر منه . يه بنده خدايي ميگه خدايا تقديرم را زيبا بنويس. کمک کن آنچه تو زود خواهي؛. من دير نخواهم. و آنچه تو دير خواهي؛. من زود نخواهم. [گل]

غذایش را داده بودند؟ آیا از قبل بهش گفته بودند؟ تشنه بوده؟ ترسیده بوده؟ جان دادنش چقدر طول کشیده؟ آرزوهایش. آرزوهایش را بگو. حسرت بغل کردنش را به گور می برم. یعنی دیگر صدایش را نمی شنوم؟ یعنی مرد؟ واقعا مرده؟ از تاریکی نترسد؟ طناب گردنش را زخم کرد آیا؟ لحظه ای که جان می داده... آی لحظه ای که جان می داده. حرف هایش را گذاشتند بزند؟ چیزی نمی خواسته به من بگوید؟ دست و پا زده؟ چقدر دست و پا دست زده؟ آخ دست و پای نازنینش. آخ دست و پایی که می بوسیدمشان. موهایش وای موهایش. یک طره از موهایش را برایم نگاه داشته اند بی شرف ها؟ دست هایش را نگرفتم و مرد. یعنی مرد؟ آخ مرد. آخ کشتندش. چشم بند زده بودند به چشم هایش؟ ای وای چشم هایش. چشم هایش رو بوس می کردم وقتی خواب بود. پشتش را می مالیدم. لالایی اش می خواندم. کی فهمیده بود؟ از کی بهش گفته بودند؟ شب قبل خوابیده بود؟ ترسیده بود من نبودم. آخ من نبودم. زده بودندش؟ تن نازنینش را. تن نازنینش را ناز می کردم تا بخوابد. دست و پایش بالای دار لرزیده بود؟ نبودم دستش را بگیرم بگویم نترس مادر. نترس عزیزم. آخ پسرکم آخ دخترکم

فروغ

کلمه ها ضعف کرده اند ما هم تنها نشسته ایم به تماشا...

مهدی

کلمه ها ضعف کرده اند ..[گل]

Nader

اینجا بیشتر بنویس دوست من که آنجا را نمی خوانم.