هزار راه

راهی برای فرار از این درد نیست

...

هیچ راهی به تو ختم نمی شود .

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا از بوشهر

درود مینا بانو دردی وجود ندارد درد همان ناآگاهی ماست وقتی دیگران را آنگونه که هستند بپذیریم ، از آنچه هستیم به کمال آنچه باید باشیم می رسیم و دیگران نیز به آنگونه که باید باشند بر می گردند . مینا بانو مقصد همین جاست و راه خود شمائی ، خود خود خود شما البته بی من هرگز عاشق اگر نباشد معشوق وجود ندارد مفعول یعنی فاعلی وجود دارد فاعل اگر حذف شود مفعول دیگر مفعول نیست بگذار روی شنهای ساحل ، هم ردپای من باشد هم شما البته اگر بپذیری و گرنه آزادی ، آزاد که مرا نخواهی اما من آزاد نیستم که دوستت نداشته باشم عاشق واقعی کسیست که حداقل این اجازه را به طرف معشوقش می دهد که او را نخواهد تو آزادی ، آزاد ، آزاد ، آزاد خود باش که فاصله وجود ندارد مبدا را باید شناخت که دیگر پرسشی وجود ندارد هر چه هست پاسخ است پاسخ به پرسش نخستین بدی وجود ندارد جز اینکه ما نمی دانیم چگونه خوب باشیم و خوب بودن یعنی بدانیم چه می خواهیم تا با تواناییمان هماهنگ گردد رضا از بوشهر

مهسا

یعنی هیچ راهی... نه ... نا امید نشو.

علی

فرار از درد؟...مطمین نباش چون میگه:دردم از یار است و درمان نیز هم!

فرزانه

بازم از اون سه تا نقطه های پر معنی...[ابرو] خوبی مینا؟

وستا

درد ودرمان هردوباهم میرسند...

ata

جالب بود.....منم یه چیزایی می نویسم... خوشحال میشم اگه نظرتون را جویا بشم...

ata

va zendegi fek kardan be masaeli ast ke tahala beheshon fek nakardim.. age bekham ye mesale sade bezanam mishe goft masalan mashalan hamin jomle:D:D.. chetore?