دوم آوریل روز جهانی کتاب کودک

چهار شنبه به اتفاق روشنک رفتم به نمایشگاهی که به مناسبت روز جهانی کتاب کودک برپا بود و بسیار زیاد غمگین شدم.

بخش عمده این نمایشگاه اختصاص داشت به نقاشی ها و عکس هایی که به دست بچه های کار – خیابانی – خلق شده بود. تکان دهنده بود و تلخ.

نقاشی هایی که نوجوانان 12 تا 16 ساله کشیده بودند – بعد از کلاس های آموزشی که توسط " عمو خیاط " براشون ترتیب داده شده بود – و از نظر من از  کودکان 3تا 7 سال بر می یومد . عکس هایی که با موضوع آزاد گرفته شده یود اما پربود از نکبت و سیاهی .

 ناهید جون می گفت اکثر این بچه ها شناسنامه و خانواده ندارند و حاصل ازدواج های موقت یا روابط نا مشروع هستند .می گفت اکثرا تا 12 سالگی مداد دست نگرفتند و بی سوادند . می گفت ...

پیشنهاد می کنم به نمایشگاه یک سری بزنید. آدرس و ساعت بازدید از نمایشگاه در وبلاگ هم اندیشان  موجود است. 

قول داده بودم شعر " در من غزلی اینک دنبال تو می گردد " سروده ی محمد علی بهمنی رو براتون بنویسم .الوعده وفا :

 جسمم غزل است اما روحم همه "نیما" یی است

در آینه ی تلفیق این چهره تماشایی است

تن خو به قفس دارد ، جان زاده ی پرواز است

آن ماهی تنگآب و این ماهی دریایی است

در من غزلی اینک دنبال تو می گردد!

ای آنکه تو را دیدن انگیزه ی گویای است

" من " فکر گریزم " او " تا راه به من بندد

- باقافیه های ناب – در حال صف آرایی است:

کز خلق چه می جویی –شاعر – که به شعر تو

از حالت چشم اوست، گر این همه گیرایی است

این اوست که تفسیری از صبح و صدف با اوست

این اوست که تفسیری از خوبی و زیبایی است

"من" یک تن و "او" بسیار،"من" ساده و "او" عیار"

او " می کشدم ناچار ، ان سوی که شیدایی است

در رفتنم و در " من " خلقی است که می بندند –

ره را که : کجا شاعر ؟ هنگام هم آوایی است

"او " یک تن و "ما " بسیار، ان تن به زمین بسپار

آوا به قفس مگذار، کآوای تو ،دنیایی است

من بین دو "در " مانده، واجسته و در مانده

تا خود چه کند شعرم، این را که معمایی است.

  

/ 7 نظر / 8 بازدید
حامد

شعر بسیار زیباست. [لبخند]

روشنک

می دونم احتمال سر زدن شما خوانندگان عزیز به نمایشگاه نزدیک به صفر هست اما به هر حال این آدرس و ساعات بازدید: تجریش/میدان قدس/خیابان دزاشیب/خیابان کریمی/کوچه علوی/پلاک 10/نگارخانه آناهیتا ساعات بازدید تا 21 فروردین 10 صبح تا 7 بعداز ظهر است.

آجودان

من که رفتم سر زدم![تعجب] پ.ن. این کامنت رو به حساب پست قبلیه بذارید![نیشخند]

جهان

من زیاداهل کامنت گذاری نیستم ولی خدایی شعرا بعضیاش خیلی قشنگه نشد نگم. بده چاپ کنن

مروارید

سلام من بالاخره برگشتم ( اسم پست بعدی رو نذاری بازگشت گودزیلا ها !!!!! ) [زبان] خب سال نو بر همه مبارک.[گل] امیدوارم در سال نو آوری و شکوفایی یه شیر پاک خورده ای نو آوریش شکوفا بشه و تعطیلات عید رو به 5 روز یا نهایتآ 7 روز تقلیل بده . من شخصآ هر شب جمعه برای امواتش فاتحه قرائت می کنم. [نیشخند] بگذریم .. ساغر جان به دلیل این غیبت صغری که داشتم نمی رسم برای همه بخش ها کامنت بذارم شرمنده . [خجالت] اول ممنون از ابراز احساساتت و اختصاص یک پست به یوم الله 21 اسفند . ایشالا به زودی جبران کنیم . [لبخند][گل] شعر رنگین کمان رو بسیار دوست می دارم. [لبخند] از عید و غزل حافظ هم که نگو و نپرس که : هیچ فالی به پای اون فالی که برای من گرفتی "نرسد" [زبان][چشمک] برای بدون شرح که نظرم رو قبلا گفتم. [لبخند] و اما دروغ سیزده : جات خالی دیشب شام رفته بودیم رستوران گردان برج میلاد . [زبان][نیشخند] و این پست آخر هم نوشته خودت به قدر کافی گویا هست. چی دیگه میشه گفت؟ [ناراحت] پ . ن : روشنک جان این بچه رو با این طبع لطیفش ببر نمایشگاه گل و طبیعت ! [چشمک]

علیرضا

سلام باز هم بی مسئولیتی ما بزرگتر ها ... (یه پست هم قبلا بود که در مورد بچه ای که سر خیابان برزیل می نشست نوشته بودی[لبخند]) شعر آقای بهمنی بسیار زیبا بود و خواندنش هم چندان ساده نبود! البته علامتگذاری های شما خیلی کمک کرد. مرسی. [خداحافظ]

bITA

من تحملشو ندارم ...