دنیای این روزهای من

سگ وجودم بیدار شده

سگ وجودم خشمگین است

سگ وجودم بوی خون استشمام میکند

گرگهای این بیشه پشم بر تن دارند

و گوسفندان

آه ... از گوسفندان

که با گرگان میچرند

و گه گاه  که خر میشوند

لگد میزنند بر نگهبانی که بر دندان های خونی پارس میکند...


/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

مصداق اين روزها...نه...هر روزمان...هر فصلمان...كه زير سايه ي اين گاوچاله دهانانيم...و در اين نااميدي سرشاريم از ياس و نفرت و خشم... به روزم...خوشحال ميشم قدم رنجه كني و ...

مهدی عزیزی

سلام. وجود انسانها از روح الهی درست شده است. و این اصلا صحیح نیست که وجود خود را به سگ تشبیه کنید. امیدوارم که بیشتر به این موضوع فکر کنید.[گل]

مهسا

چرا اینقدر خشمگین مینا؟

وستا

این خشم هست...هست که حرکت کنیم همچنان...گوسفندان وخران را چه کنیم...آنها هم هستند همچنان...

خودم

با اینه سگه خیلی موافقم منم این روزا پاچه می گیرم به شدت

امين

از سه خط اول "وجودم" رو حذف کن اون قسمتهای تمثيلی مثل گرگ پشم به تن و گوسفندان خر رو هم حذف کن شايد يه چيزی شد!

امين

ببین فرخ جان بن مایه شعر یک چیز است و ظاهرش یه چیز دیگه شما در وجودت یه چیزی بیدار شده و شما به یک سگ تشبیهش کرده ای بعد هم یه سری شعار دادی و والسلام ژیشنهاد من اینکه شما به جای تشبیه یک سگ خلق کن بگو یه شب از صدای زوزه یه سگ بیدار می شی و بعد می بینی واقعا اون توی اتاقته.به اون سگ زندگی بده.شخصیت بده.

امين

آخرش هم خواستی بگو از من فرار کرده.یعنی از وجود من فرار کرده یا مثلا از من به وجود اومده یا هر چی اینجوری شما یه ماجرای خارقالعاده رو تعریف می کنی و در ضمن به خودت و وجودت و سگ وجودت شخصیت می دی.

روزنامه دیواری

و لاشخور وجود دیگران میناهه جان ...

جواد زارعی

[گل][دست] با سلام و عرض ادب روز زن و مادر بر شما مبارکباد[گل]