Be Honest & Brave

گره می زنم پشت هم

گره ابریشمی و دفه را سنگین

که بنشینند محکم در کنار هم

ولی

نچندان چیره دستانه چنان تو.

که قالی من امروز است و فردا زیر پای تو

ولی تو

تا ابد بر من گره خوردی ...

پ.ن ١: گره ابریشم ، محکم ترین گره در قالی بافی است.

پ.ن ٢: محکوم شدم به تینیجری نوشتن! تو مایه های خانم مریم حیدرزاده. خودم با این حرف -اگه درست باشه - مشکلی ندارم. نظرتون رو بگید. صادقانه و شجاعانه نیشخند

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

الان اینجا داری مظلوم نمایی می کنی؟ اولن این شعر نبود که گفتیم تینیجری هست و یکی دیگه بود دومن شما هنوز کار داری تا به مریم حیدر زاده برسی.الکی خودت رو به اون بیچاره نچسبون سوم و چهارمش رو هم خصوصی به خودت میگم پنجمن برای پس فردا بالاغیرتن یه کمی وقت بگذار و یه شعر خوب بنویس جهت اطلاع عرض کنم شعر "چشات می مونه مثل شکوفه های گیلاس/عزیز و مهربونم درد و بلات به جونم/خدا کنه همیشه کنار تو بمونم"رو قبلن اندی خونده.یه شعر دیگه بگو

ساغر

من و مظلومیت؟!!! ببینم من گفتم بخاطر این شعر محکوم شدم؟! شعر " رنگین کمان " رو قبلها نوشته بودم ودوستان خونده بودند.در ضمن جناب سعدی فرمودند بنده برداشتم از زیبایی عامه و شعرهام عام ِ متوسطه! ایشون کلی گفتند و من هم کلی از دوستانم پرسیدم.

امین

معنی حرفهای سعدی همونی بود که من گفتم.حالا اون به زبان بالای دیپلم گفت و من زیر دیپلم. اینو از من داشته باش که ته تمام این حرفها چیزی نیست و برای یه دختر 24-25 ساله عیب هست که بگه من همینم که هستم.شما اگه جو گیر شده ای و چهارتا شعر "دلم تاپ تاپ می کنه هوای چشمات می کنه"گفتی این دلیل نمیشه که توانایی ظرفیتت همین باشه.این دوستت علیرضا یه جورایی راست گفته.بخوان و بنویس اما من می گم از مواجه شدن با نقد نترس.

امین

شعر جدیدت رو هم زودتر به دست ما برسون تا ببینم چه کرده ای.شاد و موفق باشی

امیر (اصلی)

من آدم دموکراتی هستم(لااقل خودم اینجوری فک میکنم!) به آزادی بیان هم اعتقاد دارم . ولی همیشه سعی میکنم در "انتقاد" شعور و ادب بخرج بدم ! این آقا امین باید یکم بخودش نگاه کنه شاید سایرش دستش بیاد !!! بنظر من بری از خانم حیدرزاده تعریف کنی بهتره تا از ساغر انتقاد !!! فک کنم ایشون هم سایت دارن ! فقط شد صحبت با شخص ثالث [چشمک] عالی بود !!![لبخند] بابا قالیباف [زبان] شوخی میکنم . درسته دیر به دیر میام ولی دلیل نمیشه لذت نبرم [قلب]

امین

راستی اینو یادم رفت بپرسم.اون کتاب رو اگه خوندی نظرت رو بگو ببینم اونقدر که سعدی و اهورا سر و دست می شکستند خوب هست یا نه

مروارید

من که حضوری نظرم رو گفتم قبلا". [چشمک] به نظر من به هر شعری که دلنشین باشه و بشه به راحتی باهاش ارتباط برقرار کرد در حدی که زمانی که تنها هستی به خودت بیای و ببینی داری زمزمه ش می کنی, میشه گفت شعر خوب. حالا میتونه سعدی, مولانا, نیما, سهراب, شهیار قنبری, یا مریم حیدر زاده باشه ... به من میشه گفت مخاطب عام [چشمک] شخصا" از اشعاری که شاعرشون سعی کرده با به کار بردن الفاظ عجیب و تعابیر از اون عجیب تر شعرش رو خاص جلوه بده لذت نمی برم. به زور نمیشه خاص بود. گاهی عام بودن و عام نوشتن برای مخاطبانی مثل من خالی از لطف نیست. [لبخند]

هادی شیرین

خدا رو شکر یکی به ما گفت تینیجر ایول خودم فکر می کردم سنم خیلی بالاست

حامد

حالا این همه بحث شد این شعر تینیجری بده یا خوبه؟ اصلا چی هست؟ یه جوری صحبت کنید که کسایی که تو باغ نیستند هم بفهمنن بابا!! تو هم نگران نباش ساغر، اوستا می گه: هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من باید اجازه داد مخاطب مطابق با دستگاه فکری خودش حظ در خور رو از مطلب ببره.[چشمک]

آجودان

وقتی "نچندان چیره دستانه چنان تو" رو خوندم یاد اون لحظه افتادم که اون گیلاس بزرگه رو که من نشون کرده بودم قاپیدی!! [گریه] هنوز تو کفه شم...!! [شوخی]