قوانین نوشته شده‌ی من

 این روزها دارم سعی میکنم یک سری قوانین برای خودم تدوین کنم. البته نه ازا این قوانینی که در تئوری برای همه یکسانه -مثل قانون اساسی- . قوانین من  برای گروه های مختلف انسان ها فرق میکنه. سعی میکنم دسته بندی های درستی انجام بدم و قوانین رو در حد توان جوری تدوین کنم که همه افراد ِ توی یک دسته رو، دربربگیره.

حالا شاید بپرسین این همه همت و کار (مضاعف) به چه دردی میخوره؟! باید خدمتتون عرض کنم که کافیه یه جا توی رابطه هاتون نتونید تصمیم گیری کنید. بین احساس و منطق بمونید و گاها از اینجا رونده و از اونجا مونده رابطه هاتون رو ببازید. توی این شرایط داشتن یک دستورالعمل کمک میکنه. باز هم تکرار میکنم این قوانین همیشه و در مورد همه افراد کاربردی نیست اما داشتنش کمک بزرگیه.

همه ی این روده درازی ها رو کردم تا بگم از این به بعد شاید پستهایی با موضوع: قوانین نوشته شده‌ی من بخونید. خواستم از پیش توضیحاتی در این زمینه داده باشم. فعلا میخوام قوانینم رو برای افراد جدید الورود به زندگی بنویسم. دوستان تازه وارد:

1-   آدم ها رو از روی کارهایی که نکردن و نمیکنن بشناس. ( کارهایی که ادم ها نمیکنن اغلب ضعف ها و تابوهاشونه. هرچند خیلی از کارهایی که انجام میدیم هم جزو ضعف و تابوهاست و بزور بهشون تن میدیم اما تجربه به من ثابت کرده احتمال شناخت اشتباه رو پایین میاره)

2-   اگه از یکی خیلی خوشت اومد شک نکن که احتمال داره خیلی ازش بدت بیاد – و بالعکس-

3-   از کسی که مثل بازجوها (کارشناسها) هی ازت سوال میپرسه فاصله بگیر ( اینجور افراد هنوز مهارت ارتباط برقرار کردن رو کسب نکردن و زیادی برای رابطه بچه اند. البته بی رحمانه اش اینه که انقدر خودخواه و تنبل هستن که میخوان همه چیز رو بپرسن و وقت و انرژی برای شناخت خرج نکنن!)

4-   اگر در برخورد اول کسی آداب معاشرت رو رعایت نکرد، وقت دوباره ای برای اون فرد صرف نکن. ( منظورم نیست که طرف عصا قورت داده و کت و شلوار پوشیده باشه -اگر مذکر بود طرف- یا  شنیون کرده و کفش پاشنه بلند پوشیده -اگر از جامعه نسوان بودن ایشون-  برای مثال اگر: دیرتر از ساعت مقرر حاضر شد، آدامس میجوید،‌ وسط حرفتون میپرید،‌موقع صحبت کردن شما حواسش جای دیگه ای پرت بود و ...)

5-   بار اول که به گروهی وارد میشی حواست جمع باشه که انرژی های افراد رو درست تفکیک کنی. ( برای مثال کسی که خیلی شاده و زیاد میخنده رو فکر نکنید خیلی سرزنده و سرشار از انر‍ژی مثبته! گاهی فرد بزله گویی در جمع افراد رو بر سر ذوق میاره و اون افراد بصورت مجزا دلمرده و منفی هستند)

 

برای بار اول فکر میکنم کافیه. این قوانین در مورد اعضای خانواده، دوستان قدیمی و ... گاهی بسیار متفاوته. به اونها هم میپردازیم. 

 

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وستا

با مورد 3 و4 خیلی موافقم رو بقیه تجربه خاصی ندارم.... اما اینکه داری تدوین میکنی خیلی عالیه ...

حامد

اینها قانونهی خودتون هستند یعنی شخصی هستند؟ من در چند پست قبل چند قانون نوشتم که مدتها بود بهشون پایبند بودم و روشون حتی تعصب داشتم ولی به مرور زمان به اشتباه بودنشون پی بردم بنابرای خوش بین بودن وانعطاف پذیر بودن رو اولین قانون زندگیم گذاشتم.

روزنامه دیواری

اخی ... میناهه ... انقدر عصبانی هستی از رابطه ها ؟ به این فکر کن که داری قوانینت رو بر مبنای تجربیاتت تا امروز بنا می کنی ... به خودت اجازه تجربه های جدیدی رو بده که کاملا با گذشته فرق کنه ... با این قوانینت خیلی ها می مونن پشت درهای بسته - به اشتباه !

خودم

برای بعضی رابطه ها نمیشه قانون گذاشت [چشمک]

وحید

سلام...خوبي ؟ به روزم...خوشحال ميشم سر بزني...

آزاده

سلام دوست از نارنجی آبی تر. ساربان سرگردانم که مدتیست با بلاگ جدید برگشته ام. آمدم نشانی خانه جدید را بدهم.

براي شما

سلام سايت جالبي داريد به سايت ما هم سر بزنيد ما منتظر شما هستيم به دوستان خود هم بگوييد :)

فرشید

قوانین جالبی داری. و البته قوانین درستی هم هست.

آجودان

سبک نوشتنت تو این پست منو یاد بلاگ خدا بیامرزم انداخت! هر از گاهی برمیگردم چیزایی که از 2 سال پیش فکر میکردم قانونه رو مینوشتم... الان که بازم میخونم خیلی جاها میخوام چیزای جدید بنویسم که شاید بر خلافشون باشه... تو اگه به همچین تناقضاتی رسیدی، با شجاعت حتی رفرنس هم بده که در تضاد با کدوم قانون قبلی ت بود! از ما که گذشت!![چشمک]

مهدی

با بیشتر قوانینت موافقم.. [لبخند]